نشريه اينترنتی جنبش سوسياليستی
نشريه سازمان سوسياليست های ايران ـ سوسياليست های طرفدار راه مصدق

www.ois-iran.com
socialistha@ois-iran.com

آرشيو //      توضيح هيئت تحريريه نشريه اينترنتی « جنبش سوسياليستی» درباره مطالبی که از طريق سامانه ی سازمان سوسياليست های ايران منتشرمی شوند! ـ

آدرس لینک به این صفحه در سايت سازمان سوسياليستهای ايران:   ـ

http://www.ois-iran.com/2013/aban-1392/ois-iran-6401-dr_Gherawie_wa_Ayatollah_Khamenehie.htm

تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۲,

دکتر غروی و آیت الله خامنه ای

فیروز مهربان

آقای خامنه ای، پیش از رسیدن به قدرت، در خصوص زعامت سیاسی علی (ع)  نظراتی شبیه دکتر غروی داشته است! 


مستندات فراوانی وجود دارد که نشان دهند توقیف روزنامه بهار و بازداشت دکتر سید علی اصغر غروی، به سبب انتشار مقاله «امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟» به خاطر موضوعات مذهبی و اختلافات درون دینی مسلمانان نبوده است و مثل همیشه پای سیاستمدارانی در میان است که ارباب فرهنگ و اندیشه را قربانی رقابت های غیرحرفه ای خود می کنند و خون اندیشه و فرهنگ را به پای غول مافیای اقتصادی خود می ریزند.


یکی از این مستندات که چندان جای بحث ندارد و نمی تواند محل شبهه قرار گیرد، تشابه و قرابتی است که میان نظرات و رویکرد و مستندات آقای غروی و آقای خامنه ای در «موضوع محل اختلاف» وجود دارد!


توضیح می دهم :

بخش عمده یادداشت بلند «امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟» در وصف کرامات و جایگاه شامخ معنوی و دینی، امام اول شیعیان است که تقریبا مورد توافق تمام مسلمانان و مذاهب چندگانه ی آن است. اختلاف در این است که آقای غروی، برخلاف قرائت رایج و سنتی بسیاری از شیعیان، این جایگاه معنوی و ایمانی را از جایگاه سیاسی حضرت علی کاملاً تفکیک کرده است و بر این باور است که " خلافت، امری انتصابی از جانب خداوند نیست و جانشین سیاسی رسول خدا باید توسط مردم انتخاب شود" .

آقای غروی می نویسد که علی (ع) هم در نظر و هم در عمل بر این باور بوده است و برای اثبات سخن خود به نامه ششم نهج البلاغه استناد می کند و می نویسد :


علی (ع) خود در جای‌جای نهج‌البلاغه بر این نکته تاکید می‌نهد که حکومت سیاسی از طریق بیعت و رای در اختیار قرار می‌گیرد. به عنوان نمونه امیرالمومنین در نامه ششم نهج البلاغه خطاب به معاویه می‌نویسد:
«مردمی که با ابوبکر و عمر و عثمان بیعت کردند، هم بدانسان بیعت با مرا پذیرفتند. پس کسی که حاضر است نتواند دیگری را خلیفه گیرد و آن‌که غایب است نتواند کرده حاضران را نپذیرد. شورا از آن مهاجرین و انصار است. پس اگر اینان بر امامت کسی گرد آمدند و او را امام خود نامیدند، خشنودی خدا هم در آن است... .»
و... علی(ع) هرگز از حقی در امر خلافت و حکومت که از جانب خدا برای او در نظر گرفته شده و توسط پیامبر ابلاغ شده باشد، حرفی به میان نمی‌آورد. حتی آنجا که می‌خواهد از حق خود برای خلافت دفاع کند، بر ارزش‌ها و شایستگی‌های خودش تاکید می‌کند و مردم را بر این نکته «آگاه» می‌سازد که مبادا در «انتخابِ» خود دچار اشتباه شوند. در تمام خطبه‌های نهج‌البلاغه، نسبت بین «آگاهی و انتخاب» چنان آشکار است که جای هیچ تردیدی باقی نمی‌گذارد که نگرش علی(ع) به مقوله حکومت چگونه و چیست! علاوه براین، نگاهی به گفتار،‌منش و کنش وی در طول 25 سال کناره‌گیری و 5سال حکومت، موید این مطلب است.


از طرفی دیگر، آقای خامنه ای در کنگره هزاره نهج البلاغه در اردیبهشت سال 1360، سخنرانی مفصلی دارد که هم اکنون تنقیح شده است و احتمالا بارها به چاپ رسیده است.


آقای خامنه ای در این سخنرانی نه تنها از منشاء الهی حکومت علی (ع) سخنی به میان نمی آورد، بلکه به استناد به همان سخنان او در نهج البلاغه تاکید می کند که " ارزش ها وقتى مى تواند فعلا و عملا كسى را به مقام ولايت امر برساند كه مردم هم او را بپذيرند و قبول كنند ". آقای خامنه ای تاکید دارد که علی(ع) هم در نهج البلاغه چنین گفته است و در عمل هم آن را ثابت کرده است .در این سخنرانی  او  می گوید :


اميرالمؤمنين([ عليه السلام]( در هر دو زمينه , تصريحاتى دارد , كه هم در نامه هايى كه به رقباى حكومتى خود نوشته است و قبلا به آنها اشاره كرديم , و هم در بياناتى كه درباره اهل بيت وارد شده است , آن ارزشهاى معنوى كه ملاك حكومت هستند بيان شده اند . اما اين ارزشها به تنهايى , چنانكه گفتيم , مايه تحقق حكومت نيست , بلكه بيعت مردم هم شرط است :
( انه بايعنى القوم الذين بايعوا ابابكر و عمر و عثمان على ما بايعوهم عليه ، فلم يكن للشاهد ان يختار و لا للغائب ان يرد , و انما الشورى للمهاجرين و الانصار , فان اجتمعوا على رجل و سموه اما ما كان ذلك لله رضى( نهج البلاغه , نامه ششم , فيض / 840 )
مى فرمايد : اگر مهاجر و انصار جمع بشوند و كسى را پيشواى خود بدانند و به امامت او گردن بنهند ، خدا بر اين راضى است.
بيعت ، منجز كننده حق خلافت است . آن ارزش ها وقتى مى تواند فعلا و عملا كسى را به مقام ولايت امر برساند كه مردم هم او را بپذيرند و قبول كنند .
 

نتیجه :
نباید تفاوت ها میان دکتر غروی و آقای خامنه ای را فراموش کرد، مسئله تنها مقایسه نظرات آنها پیرامون جایگاه الهی قدرت سیاسی است. بی شک در میان علمای تشیع و بسیاری از روحانیان سنتی، نظرات آقای غروی و آقای خامنه ای ، محل اشکال است و آنرا درست نمی دانند. اما مسئله اینجاست که چرا همین علماو خبرگان و بعضا مراجع، ولایت امری و ولایت فقیهی آقای خامنه ای را  با این دیدگاه! می پذیرند و آنرا تائید می کنند و به آن تن می دهند اما کار به آقای غروی و غروی ها که می رسد نوبتِ زندان و تهدید و بگیر و ببند می شود؟! 
 
بر این مبناست که باید ریشه ی این گرفتاری ها را نه دفاع از اعتقادات شیعی و مذهبی ، بلکه نشان دادن ضرب شست به حریف دانست و البته در این میان  کسانی چون غروی و روزنامه نگاران بهار را  باید قربانی کرد.

 به نقل از سايت جرس

تاريخ انتشار  در سايت سازمان سوسياليستهای ايران در روز جمعه ٢٣  آبان ۱۳۹۲ - ١۵ نوامبر ۲۰۱۳

 درهمين رابطه

    ـ دکتر غروی و آیت الله خامنه ای

http://www.ois-iran.com/2013/aban-1392/ois-iran-6401-dr_Gherawie_wa_Ayatollah_Khamenehie.htm

ـ نگرانی جدی از سلامت دکتر غروی

http://www.ois-iran.com/2013/aban-1392/ois-iran-6400-negaraniye_kedi_az_dalamate_dr_gherawie.htm

  ـ غروی ، بازداشت یک تفکر ـ فرزانه بذرپور

http://www.ois-iran.com/2013/aban-1392/ois-iran-6399-gherawie_bazdashte_yek_tafakor.htm

حکومت: حاکمیت و حکمیت [ بخش دوم پاسخ سید علی اصغر غروی به منتقدان

http://www.ois-iran.com/2013/aban-1392/ois-iran-6397-gherawi-Hokomat_Hakemiyat_wa_HGakamiyat.htm

ـ  بخش نخست پاسخ علی اصغر غروی به منتقدان، تحت عنوان : نه انکار امامت، نه انکار ولایت

 در پاسخ به نقدهای وارد بر مقالۀ «امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟» 

http://www.ois-iran.com/2013/aban-1392/ois-iran-6381-gherawi-nah_enkare_emamat_nah_enkare_welayat.htm

     ــ  امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی ؟ ـ علی‌اصغر غروی

  http://www.ois-iran.com/2013/aban-1392/ois-iran-6378-aliasghar_gherawie-emam_pishwaye_siyasie_ya_olgoye_iemani.htm