کودتای ٢٨
مرداد ١٣٣٢جک استراو زير امور خارجه سابق انگليس
(دولت بلر)همچون
مادلین آلبرایت
وزير خارجه دولت پرزيدنت
کلينتون، اقرار کرده است که
دولت انگليس نيز در «کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢»
عليه دولت ملی و قانونی دکتر مصدق شرکت داشته است. همان کودتائی که پهلويست ها از
آن بنام « قيام ملی» صحبت می کنند
هيئت تحريريه نشريه اينترنتی جنبش
سوسياليستی ـ ٧
اسفند ١٣٨٧


وزير خارجه سابق بريتانيا
در افتتاح نمايشگاه تاريخي ايران در لندن
ايران براي مدتهاي طولاني، مهمترين كشور منطقه
بوده است و امروز نيز از اهميت عظيم راهبردي براي
حل مناقشات برخوردار است، به نظر من اين انگليس
است كه در درك ايران دچار مشكل شده و نه ايران در
درك ما. مداخله مستقيم به همراه آمريكا در بركناري
دولت برگزیده و دمكراتيك مصدق در سال 1953 كه با
حمايت مدافعانه از شاه به رغم برخوردار نبودن از
حمايت مردم ادامه يافت، اشتباه بوده است
ايران براي مدت
طولاني، مهمترين كشور منطقه بوده است و امروز
نيز از اهميت عظيم راهبردي براي حل مناقشات در
افغانستان، فلسطين و مسائل لبنان و ثبات عراق
برخوردار است.
به نظر من، اين انگليس است كه در درك ايران
دچار مشكل شده و نه ايران در درك ما.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، جك استراو، وزير
امور خارجه سابق بريتانيا، سخنان مهم خود را
در افتتاح نمايشگاه تاريخي «ايران در دوره شاه
عباس» كه در لندن برگزار شد، بيان نمود.
در اين مراسم، بيش از چهارصد تن از مقامات
سياسي، فرهنگي، محققان، رسانههاي محلي و
سفراي كشورهاي گوناگون شركت کرده بودند و
مهمترين سخنران مراسم، «جك استراو» وزير خارجه
سابق بريتانيا بود.
استراو
با تأكيد بر اينكه غرب در شناخت بزرگي ايران
و نقش آن در ثبات منطقه دچار اشتباه بوده است،
سياستهاي گذشته بريتانيا و آمريكا را در
مقاطع گوناگون تاريخي را برشمرد و به ميهمانان
انگليسي يادآوري کرد، در حال يكه ما حافظه
تاريخي خود را از دست دادهايم مردم ايران تا
پايينترين سطوح از اين مسائل آگاهند.
استراو براي حاضران انحصار تنباكو در قرن
نوزدهم را خندهدار و نامعقول و قراداد نفتي
در قرن بيستم با ايران را اخاذي صريح ناميد.
استراو همچنين دخالت انگليس و آمريكا را در
سرنگوني دولت برگزیده و دمكراتيك مصدق را در
سال 1953 كه با حمايت مدافعانه از شاه به رغم
برخوردار نبودن از حمايت مردم بوده است، از
اشتباهات تاريخي برشمرد و اشاره نمود، هرچند ما
فراموشكاريم، ولي ايرانيها فراموشكار نيستند.
در اين سخنان مهم و جالب، استراو با اشاره به
تاريخ كهن ايران و تأكيد بر نقش مذهب در تحكيم
استقلال در هر دو كشور ايران و بريتانيا،
نتيجه ميگيرد كه بايد بزرگي ايران و مردم آن
را باور كرد.
جك استراو كه تا ارديبهشت 1385 (مي 2007) وزير
امور خارجه انگيس بود، به دليل مخالفتهايش با
سياستهاي توسعهطلبانه و مداخله جويانه بوش و
بلر و پس از شكست حزب كارگر از اين پست كنار
رفت.
بخشهاي اصلي سخنراني استراو كه فارس ترجمه آن
را منتشر نموده، به اين شرح است:
«عاليجنابان، ميهمانان عزيز:
مفتخرم كه امشب در اينجا نمايشگاه جذاب شاه
عباس و دوبارهسازي ايران را افتتاح ميكنم.
در قرن شانزدهم ميلادي، دو كشور مقتدر ايران و
بريتانيا از مذهب براي تحكيم و تثبيت استقلال
خود استفاده كردند. اين موضوع بيشتر از وجه
افتراق دو كشور، وجه تشابه بين دو كشور را
ميرساند. با لحاظ اين موضوع كه ارتباط بين
نهادهاي مذهبي و سكولار در دو كشور ايران و
بريتانيا، عمدتا جنبه غيرماهوي دارند.
برخي در انگلستان ممكن است تعجب كنند كه چرا
ايران را امروز جمهوري اسلامي ميخوانند (جك
استرا با بيرون آوردن يك سكه از جيب خود ادامه
داد) اگر به اين سكه نگاه كنيد، يك واژه
اختصاري لاتين روي سكه ما ميبينيد كه ميگويد:
ملكه انگلستان حافظ دين و ايمان است.
ايماني كه به ما كمك كرد تا استقلال بريتانيا
را حفظ كنيم. همزمان شاه عباس پيشرفتدهنده
ايران و بريتانياي درگير در هند مستقيم با هم
كار ميكردند و ايران بزرگترين شريك تجاري ما
بود. برخلاف دوران هند، روابط ايران و
انگلستان از توازن بسي دور بوده است.
در قرن نوزدهم انحصار تنباكو بسيار خندهدار و
نامعقول بود، به گونهاي كه همه ايران آن را
تحريم كردند (تحريم تنباكو) و نيز قرارداد
نفتي آغاز قرن بيستم به راستي اخاذي صريح بود
(اشاره به قرارداد دارسي).
* كمك به رضاشاه
و مشاركت در كودتا عليه مصدق از اشتباهات
انگليس بود
چشم بستن روي حكومت رضاشاه كه تقليدي بيمايه
از آتاتورك بود و جامعه آن حساسيتي بيشتر از
تركيه داشت. اشغال ايران توسط انگليس و آمريكا
و شوروي در خلال پنج سال جنگ جهاني دوم و
مداخله مستقيم به همراه آمريكا در بركناري
دولت برگزیده و دمكراتيك مصدق در سال 1953 كه
با حمايت مدافعانه از شاه به رغم برخوردار
نبودن از حمايت مردم ادامه يافت.
به نظر من اين انگليس است كه در درك ايران
دچار مشكل ميباشد و نه ايران در درك ما.
همانطور كه رئيس موزه بريتانيا دو هفته قبل در
روزنامه فاينشنال تايمز گفت كه بسيار از
انگليسيها فراموش كردهاند كه در تاريخ بين
سالهاي 1950-1820 بريتانيا بر زندگي سياسي
ايران سيطره داشت و اتفاقاتي كه در ايران رخ
داد به طور عمدهاي ناشي از مداخلات بريتانيا
بود.
ايرانيها در پایينترين سطح نيز از اين مسائل
مطلعند، در حالي كه انگليسيها حافظه گذشته را
فراموش كردهاند. اين وجهي بسيار نامتقارن است.
* ايران اهميت
راهبردي عظيمي براي ثبات در خاورميانه دارد
اكنون زمان آن براي ما فرا رسيده است كه حافظه
را به ياد آوريم. يك ملت بدون تاريخ همچون يك
انسان بدون حافظه است و ايران همانطور كه اين
نمايشگاه به ما يادآور ميشود، براي مدتهاي
طولاني مهمترين كشور منطقه بوده است و امروز
نيز از اهميت عظيم راهبردي براي حل مناقشات در
افغانستان، فلسطين و مسائل لبنان و ثبات عراق
برخوردار است.
هرچه ما ايران را بيشتر بفهميم براي روابط غرب
با ديگران بهتر خواهد بود و هرچه بهتر خودمان
را بشناسيم براي تاريخ مشتركمان بهتر خواهد
بود. نمايشگاه فعلي به زيبايي آراسته شده است.
من به همه مديران موزه ملي ايران و سايرين،
قائم مقام سازمان ميراث فرهنگي و همكارانشان و
همه دولت جمهوري اسلامي ايران تبريك ميگويم؛
البته از مدير موزه انگليس و همكارانش نيز
تشكر ميكنم.
اين نمايشگاه جذاب، برانگيزاننده و روشنگر است
و گذشته ايران و تاريخ مشترك كشورهاي ما را
زنده ميكند ولي همانند همه تاريخ آينده را
نيز در بر ميگيرد و مفتخرم كه رسما افتتاح
اين نمايشگاه را اعلام نمايم.