|
||
|
پيام سازمان سوسياليست های ايران به دومين کنگره سازمانهای جبهه ملی ايران در خارج از کشور
هموطنان محترم ، دوستان و همرزمان مصدقی ، اجازه می خواهم از سوی سازمان سوسياليست های ايران ـ سوسياليست های طرفدار «راه مصدق » ـ موفقيت و پيروزی برای کنگره شما آرزو کنم و همچنين از اين موقعيت استفاده کرده به رئوس چند مسئله و« ارزش» هويتی، که بنظر ما در مرحله کنونی مبارزه مهم است اشاره نمايم . ما اميد واريم که شما دوستان مصدقی در مصوبات کنگره خود همچون گذشته بر ارزش های محوری "راه مصدق" ، يعنی طرفداری از "آزادی و استقلال" و دفاع از "تماميت ارضی" وطنمان ايران، تاکيد نمائيد و بنظرات انحرافی نيروهائی که مدعی هستند که در عصر «جهانی شدن» ضرورت ندارد تا بر ارزش «استقلال»، همچون دوران مصدق پايبند بود، پاسخ منفی دهيد. اگرچه مواضع قاطع شما در رابطه با امر جدائی ناپذيری مبارزه با استبداد و استعمار برای ما کاملا روشن می باشد و بهيچوجه احتياج به تاکيد بر مهم بودن آن موضوع را نمی بينيم. اما متأسفانه وضع سياسی حاکم در بين فعالين و سازمانهای سياسی ايرانی و هم کاسه شدن برخی از فعالان و رهبران سازمانهای سياسی ايرانی ، از جمله برخی از افراد و جرياناتی که بغلط خود را مصدقی می نامند، با افرادی همچون آقايان تيمرمن آمريکائی و منشه امير اسرائيلی و يا گردانندگان «ميز ايران» و ديگر نهاد ها و ارگانهای تبليغاتی دولتهای استعمارگر ، ما را برآن داشت تا در اين پيام به اين «ارزشهای» محوری نهضت ملی ايران ، ارزشهائی که از انقلاب مشروطيت تا مقطع کنونی بخشی از هويت نيروهای ملی و آزاديخواه ايران را تشکيل داده و می دهد ،اشاره نمائيم.همکاری و همسوئی با نيروهای مخالف استقلال ايران ، حال برپايه هر استدلال ، ايدئولوژی و منطقی که باشد، نمی تواند و نبايد مورد تائيد و توافق نيروهای ملی از جمله نيروهای مصدقی قرار گيرد! دوستان محترم مصدقی ، کنگره شما در شرائطی برگزار می گردد که متأسفانه در وطنمان ايران ، سرکوب ، بازداشت، شکنجه، برگزاری محاکمات نمايشی و حتی قتل و تجاوز جنسی به زندانيان سياسی، در دستور کار دولت آقای محمود احمدی نژاد قرار دارد. اگرچه عملکرد های غيرقانونی و سرکوبگرانه دولت احمدی نژاد بعد از تقلبات انتخاباتی دوره دهم رياست جمهوری از سوی بخشی از روحانيون شيعه دولتی از جمله «مقام رهبری نظام جمهوری اسلامی » مورد پشتيبانی و حمايت قرار گرفت و می گيرد ؛ اما در مقابل بخش بسيار بزرگی از مردم ايران، از جمله بسياری از رهبران مذهبی به آن وضع و عملکردها که همچنين در مغايرت با اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران قرار دارند، آشکارا بمخالفت برخاستند.صدها هزارنفر از مردم با تظاهرات مسالمت آميز خود ، «جنبشی مردمی » در صحنه سياسی استبداد زده ايران بوجود آوردند، جنبشی اجتماعی با مطالبات خيلی دقيق و روشن («برادر شهیدم رایتو پس میگیرم»، «رای ما رو پس بدید»، «رای ما سبز بود نه سیاه»، «رای من کجاست؟»،...) . اين جنبش اجتماعی ، امروز در بين ايرانيان و در سطح جهان بنام « جنبش سبز» معروف شده که افتخاری بزرگ برای ملت ايران در سراسر جهان آفريده است! بنظر ما سوسياليست های مصدقی، مبارزات اين جنبش سبز که بر محور يکسری خواست های مدنی دور می زند، بايد مورد پشتيبانی و حمايت نيروهای آزاديخواه از جمله ما نيروهای مصدقی قرار گيرد. بخاطر جلوگيری از هرگونه سوء تفاهم و بدفهمی در رابطه با خواست های محوری جنبش سبزکه برپايه اعتراض به تقلبات انتخاباتی مطرح شدند و توجه به ارزش های هويتی بسياری از نيروهای سياسی ، از جمله ما نيروهای مصدقی، همچنين ضروريست يادآور شد که اين واقعيتی است که درطول روند مبارزات آزاديخواهانه مردم ايران، خواست« جدائی نهاد دين از نهاد دولت» به يکی از ارزش های هويتی بسياری از فعالين سياسی و آزاديخواهان ايرانی تبديل شده است. در حاليکه هنوز بخش بسيار بزرگی از مردم ايران و حتی اکثريت فعالان و نيروهای سياسی با محتوی اين خواست کمتر آشنائی داشته و دارند و حتی بسياری طرح چنين خواستی را بغلط دشمنی با مذهب و دين تلقی می کنند. با توجه باين واقعيت موجود در جامعه ايران، بنظر ما سوسياليست های مصدقی ، بخاطر اينکه خواست« جدائی نهاد دين از نهاد دولت» بيکی از خواست های محوری جنبش مردمی در ايران تبديل شود، به فعاليت های فرهنگی مستمر و روشنگری طولانی احتياج هست، که اين خود در گروی وجود آزادی بيان و قلم و انديشه و فعاليت های آزاد سياسی ، اجتماعی و فرهنگی در جامعه می باشد! با توجه به توضيحی که رفت، اين سئوال در مقابل تمام آن نيروهائی که اين اصل «جدائی دونهاد » را قبول دارند و بدرستی براين نظرند که يکی از پيش شرطهای تحقق نظام دمکراسی در هر جامعه ای از جمله جامعه ايران ، « جدائی نهاد دين از نهاد دولت» می باشد، قرار دارد که آيا قبل از اينکه جوانب و مضمون اين خواست«جدائی» برای اکثريت بزرگی از مردم روشن نشود و مردم به اين اصل مهم پی نبرند که اين « جدائی »، بهيچوجه کوچکترين مخالفتی با آزادی مذهب و دين در جامعه نيست، بلکه اين «جدائی» سبب خواهد شد تا از سوء استفاده از «مذهب و دين» توسط برخی از افراد و نيروهای تماميت خواه و مستبد بنفع منافع شخصی و گروهی شان جلوگيری شود، نبايد حاضر شوند و قبول کنند که اين اصل «جدائی» به شعار محوری مبارزاتی تبديل گردد؟ اين بمعنی مصالحه بر سر مواضع و ارزشهای هويتی و يا حتی چشم پوشی از تبليغات و فعاليت های لازم فرهنگی در اين مورد نخواهد بود! آيا طرح چنين خواستی بعنوان شعار محوری در مرحله کنونی مبارزه ، کوشش در جهت دوتکه کردن جنبش مردمی معروف به جنبش سبز نيست ؟ دوستان محترم و مبارز جبهه ای، اگر بخاطر داشته باشيد ، در حدود بيست سال قبل ، ما سوسياليست های مصدقی تحت عنوان «چگونگی تغيير شرايط سياسی حاکم بر ايران و شرايط ايجاد "جبهه"» ، « طرح ٨ ماده ای» ارائه داديم و در آن طرح بر امر «جدائی دين از دولت» بعنوان يکی از ارزش های نيروهای تشکيل دهنده "جبهه " مورد نظراشاره کرديم ، ولی آن ارزش هويتی را بهيچوجه به شعار روز مبارزاتی خود تبديل نکرديم. بلکه ما در آنزمان مطرح کرديم که : " در صدر فعاليت اين "جبهه" بايد دمکراتيزه کردن جامعه و تحقق حقوق بشر قرار گيرد. بخاطر پاسخ به اين خواست مهم بايد بمبارزه برمحور شعار "انتخابات آزاد و دمکراتيک " که فعاليت آزاد سياسی و حق شرکت تمام احزاب و افراد و سازمانهای سياسی را باخود بهمراه دارد، دامن زد.". آن طرح ٨ ماده ای بعدأ به بخشی از اصول و اهداف سازمانی ما اضافه شد! متأسفانه طرح پيشنهادی ما مورد توجه فعالين و سازمانهای سياسی قرار نگرفت. آنهم شايد بدين خاطر که بسياری از نيروها و فعالان سياسی حاضر نشدند مابين ارزشهای هويتی خود و شعار سياسی روز که بيانگر خواست مبارزاتی بخش بزرگی از مردم است، فرق قائل شوند! باين اميد که تصميمات شما با توجه به حفظ هويت سياسی سازمانی خود در جهت تعميق پشتيبانی از مبارزات ضد استبدادی مردم در جهت برقراری حاکميت قانون و انتخابات آزاد باشد!
زنده باد "راه مصدق" ؛ زنده باد آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی؛ زنده باد مردم سالاری؛ پاينده باد ايران؛
از سوی هيئت اجرائی سازمان سازمان سوسياليست های ايران دکتر منصور بيات زاده
شنبه ۱۴ آذر ۱٣٨٨ - ۵ دسامبر ۲۰۰۹
|